آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

477

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

بهبود احوال زندگانى مردم و بهيچوجه افكار او مشوب بغرضى نبوده است . جنبه اجتماعى اين دعوت از حيث اهميت در درجه دوم بوده و فرمانهايى ، كه كواذ در دوره اول پادشاهى خود براى اجراى مرام دنيوى مزدكيان صادر كرده ، هر چند انقلابى محسوب مىشده ، ولى آنقدرها ، كه مورخان خارجى مبالغه كرده‌اند ، تازگى نداشته است . در زمان خلع كواذ و عهد سلطنت ژاماسپ ، مزدكيه ظاهرا چندان پيشرفتى نداشته‌اند و محدود بوده‌اند . معذالك افكار كمونيستى اين فرقه در عامه رفته‌رفته رسوخى پيدا كرد و در آغاز بآهستگى و پس از چندى بسرعت انتشار گرفت . پس مبلغين و سردسته‌هايى قيام كردند ، كه نه ايمان و خداترسى داشتند ، نه مثل مزدك بيغرض و اصلاح‌طلب محسوب ميشدند . چون توده را از انبوه جماعت خود تهور زيادت گشت ، باعمال زور و تعدى دست زد . و اگر بگوييم ، كه عبارت ذيل در نامه تنسر اشاره به اين اوضاع است ، چندان از طريق صواب دور نرفته‌ايم : « حجاب حفاظ و ادب مرتفع شد ، قومى پديد آمدند ، نه متحلى بشرف هنر و عمل ، و نه ضياع موروث ، و نه غم حسب و نسب ، و نه حرفت و صنعت ، فارغ از همه انديشه ، خالى از هر پيشه ، مستعد براى غمازى و شريرى ، و انهاء اكاذيب و افتراء ، و از آن تعيش ساخته ، و بجمال حال رسيده ، و مال يافته » « 1 » . پس در هر سو دست تطاول دراز شد ؛ شورشيان داخل خانه نجبا و بزرگان ميشدند و دست بغارت اموال و تصرف زنان ميزدند ، در گوشه و كنار املاك و اراضى را بتملك گرفته ويران كردند ، زيرا كه اين نودولتان از كار فلاحت وقوفى نداشتند . ميتوان حدس زد ، كه هرج‌ومرج بكجا رسيده است ، و همچنين از رواياتى ، كه مورخان عرب راجع باصلاحات خسرو اول و ترميم خرابىها ذكر كرده‌اند ، پيداست كه ويرانى كشور بچه ميزان بوده است . در فصل آينده بذكر آن اصلاحات خواهيم پرداخت . اگرچه كيش مزدك پس از ورود بطبقات سافله اجتماع تدريجا صورت يك مسلك

--> ( 1 ) - دارمستتر ، ص 215 و 519 ؛ مينوى ، ص 13 .